ترقي معكوس
از دست بوس میل به پابوس کرده ای
خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای !
ترقی معکوس که عبارت رندانه و طنزآلود تنزل است , گویا از دوران صفویه به این سو رواج یافته است.وقتی می گویند فلانی ترقی معکوس کرده یعنی دستخوش ادبار و بازگشت شده و نه تنها از خود رشدی نشان نمی دهد , بلکه هر روز دچار پسرفت نیز می شود. همین اصطلاح در یک رباعی منسوب به ابوسعید ابوالخیر( متوفی ۴۴۰ ه ق) نیز آمده است :
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
پیدا و نهان چو شمع در فانوسم
القصه در این چمن چو بید مجنون
می بالم و در ترقی معکوسم !
اما به قول استاد شفیعی کدکنی : ابوسعید از "شاعران بزرگی است که صاحب دیوانهای مشهورند ولی هرگز شعر نگفته اند " و آنچه در دیوانها به او منسوب است جز یکی دو رباعی در واقع از او نیست.[اسرار التوحید ، بخش اول ، مقدمه مصحح ، ص صد و پنج ] همین رباعی نیز , چنان که رباعی شناس محقق روزگار ما ،جناب سید علی میرافضلی ، بر آن اند , از یکی از شاعران دوره صفوی است ! بیدل سروده است:
ناله در ِ عجز زد ز عجز ِ رسایی
آب شد این شعله از ترقی معکوس
البته این را هم بیفزاییم که مشابه این مضمون به شکل "سیر معکوس " در سخنان شیخ محمود شبستری (متوفی ۷۲۰ ه ق) نیز سابقه دارد :