تأملی در اشعار نوحه های محرم
مقدمه
مراسم سوگوارى حضرت سيدالشهدا(ع) از ديرباز نقشى اساسى و غير قابل انكار در فرهنگ جامعه شيعى داشتهاست و مؤلفههاى بزرگى از هويت مذهبى شيعيان ايران و جهان را شكل داده است. آنچه حضرت علی (ع) به فرزند خود آموخت، شهادت در راه سخت و طریق پر مصیبتی بود که برای نجات انسانها پیموده شد. اگر علی (ع) شهید عدالت خود شد، فرزندش حسین (ع) شهید شهامت و خصلت پهلوانی و شهیدِ ترویج حق و حقیقت در عصر خود شد. هر چند در افکار عامه این رادمرد آزاده را مظلوم خواندهاند ولی اگر واقعگرایانه به این مسأله بنگریم، درخواهیم یافت که این مرد بی بدیل در نبرد با کفری که دامنگیر آن عصر شده بود، مردانه جنگید و زندگی خود، یاران و خانوادهاش را شجاعانه در راه تبیین افکار آزادیخواهانه و منش ِدوستانه و رحم و مروت خود تقدیم بارگاه الهی نمود. اما بیان و انعکاس حرکات و رفتار امام حسین که سینه به سینه از پس تاریخ غبارآلود به دست و ذهن ما رسیده است، حکایت از داستان دیگری دارد.
باید دانست که برای حفظ این سنت الهی و شعایر مذهبی، باید غبار افکار داستانسرایان و مدیحهپردازان کم اطلاع را از صحنه نبرد کربلا بزداییم، تا آنجاکه کماطلاعی و بیاطلاعی برخی از مبلّغان و مرثیهسرایان و موضوعات خارج از تاریخ و حماسه عاشورا را به ذهن مردم وارد نکند، آنگونه که نتوانیم جوابی منطقی و عقلائی برای بیان آن رویداد بیان کنیم. و با زدودن پیرایههایی که ناخواسته به این واقعیت بزرگ بستهشده، جای هرگونه شک و شبهه را برای کسانیکه تشنه دستیابی به اصالت آن حادثه عظیم هستند، ببندیم.
در این مسیر است که موضوعات فرعی و حاشیه ای حتی مطالب غیرواقعی و دروغ جای اصل می نشیند و مسیر حرکت و هدف الهی امام حسین را در افکار آیندگان منحرف می کند. موضوع مهم در این بحث نقد عزاداری سالار شهیدان نیست، بلکه ورود خرافات غیرواقعی و بزرگ نمایی حرکاتی است که لطمه آن خیلی بیشتر از آن است که بتوان بیان کرد.
امام علي(ع) در يكى از سخنان خود خطاب به كميل ميفرمايد: «هيچ حركتى نيست كه انجام دهى مگر آنكه براى آن محتاج به معرفت و شناخت هستى[1] .» اين امر دليل روشنى دارد، رسول اكرم(ص) در اين باره چنين فرموده است: «كسى كه كار انجام ميدهد و در آن آگاهى و شناخت لازم را ندارد، آنچه را كه خراب ميكند، بيش از آن چيزى است كه اصلاح مينمايد.» اين دستور دينى كه غالباً در زندگى روزمره و در امور جزيى به كار گرفته ميشود، گاه در مسائل بسيار مهم به دست فراموشى سپرده ميشود از نمونههاى برجسته آن كه در اينجا مورد بررسى قرار ميگيرد، عزادارى براى امام حسين(ع) است. برگزاركنندگان مراسم عزادارى براى سيدالشهدا(ع) بايستى شناخت و معرفت كامل نسبت به اين امام همام و نهضت عاشورايى آن حضرت داشته باشند اما فقدان اين شناخت موجب شده تا بسيارى از مجالس سوگوارى امروزى هر چه كه پرشورتر ميشود، از هدف خود دورتر شود همچنان كه امام صادق(ع) فرموده است: «كسى كه عملى را بدون بصيرت و آگاهى انجام دهد، مانند رهروى است كه راه را اشتباه پيموده است. لذا هر چه تندتر رود، از مقصود دورتر ميشود[2].» اثبات اين ادعا چندان دشوار نيست. اشعار و نوحههايى كه امروزه در مجالس عزادارى امام حسين(ع) خوانده ميشود، دليل روشنى بر صدق دعوى ماست. در ابتدا ويژگيهاى مشترك اين اشعار را به اختصار بيان نموده و سپس به بررسى آنها ميپردازيم.
آسیبشناسی این مجالس و آسیبزدایی از آنها بزرگترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است. امام خمینی (ره) در اینباره چنین فرمودهاند: « در اینجا باید یک سخنی هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) برپا میشود بگوئیم. ما و هیچ یک از دینداران نمیگوئیم که با این اسم هر کسی هر کاری میکند خوب است؛ چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کردند. چنانکه همه میدانیم که در بیست و چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شیبه خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایی را که بر خلاف دستور دینی بوده منع کرده و میکنند[3].»
اعلام نارضایتی رهبر معظم انقلاب از برگزاری مراسمی که به خرافات آلوده باشد و به بزرگترین و رشیدترین امام اهل تشیع حضرت حسین بن علی تعلق داشته باشد نیز خود دلیلی بر این نکته است که آسیبشناسی این مراسمات باید مورد توجه قرار گیرد. با توجه به رهنمودهای رهبری مبنی بر حفظ اصالت محرم، همهی مبلغان و مداحان باید در این راه ابتدا نیت خود را خالص و پاک کنند، زیرا اگر غیر از این باشد رضایت صاحبان مجلس بر رضای خدا پیشی می گیرد و همین ضعف باعث می شود برای گرم کردن ظاهری مجلس عزاداری امام حسین (ع) سخنان بی پایه و اساس مطرح گردد که علاوه بر دروغ بستن به ائمه اظهار، عمل آنها باعث سرور دشمنان اسلام و مذهب شیعه شود که در هر دو صورت معصیت کار خواهند بود و دین خود را به بهای نازلی به دنیا فروختهاند.
بنابراین خدمت بزرگ در مقطع کنونی به عزاداری سالار شهیدان، شناسایی آسیبها و تلاش در جهت آسیبزدایی است. در این مختصر سعی شدهاست، آسیبهایی که در رابطه با عزاداری سرور و سالار شهیدان به تفکیک مطرح شود و در پایان نیز تا حد امکان، راهکارهایی برای برطرف شدن این آسیبها مطرح شدهاست.
متأسفانه در طول سالهاى اخير ـ و شايد به دليل بيتوجهى و كمكارى هنرمندان و شاعران طراز اول شيعه، شاهد برخى از انحرافات و عدول از اهداف راستين اين نهضت بزرگ، بهويژه در امر مداحى و سينهزنى بودهايم. در این قسمت به برخی از انحرافاتی که در اشعار و عبارات مورد استفادهی مداحان به چشم میخورد، میپردازیم. و نیز مواردی از کمکاریهای شاعران بیان خواهد شد.
1. توصیف چشم و ابروی امام و یارانش
. برجستهترين ويژگى رهبر نهضت عاشورا و علمدارش از نظر شاعران و مداحان امروزى چشمان سياه، کمان ابرو و قامت رعناي ایشان است، به طورى كه كمتر نوحه يا شعرى دیده میشود كه بر اين ويژگيها تأكيد نكرده باشد؛ نمونههایی از این اشعار در اینجا آوردهشدهاست:
همه هستيمو مديون چشاتم ميدوني از همون روز ازل مست نگاتم ميدوني
***
كار چشماش دلبريه قد و بالاى قشنگش عجب محشريه
***
اونى كه چشماش قشنگه يك تنه با صد تا لشگر
مثل مرتضى ميجنگه
اونا كه يوسفو ديدند همه دستا رو بريدند
اگه عباسو ميديدند سراشونو میبريدند
***
. . . به روى صفحه ميكشم پيشونى بلندشو ابروهاى كمونيشو صورت آسمونيشو
تا كه به چشماش ميرسم كشيدنش چه مشكله آخه چشاى يار من سياهه،خيلى خوشگله
آیا اینها مناقب اهل بیت است آیا داشتن چشمهای آن چنانی ارزشی است یا فداکاریها و از جان گذشتگیها؟ آیا رواست، مجالسى كه بايد آزادگى و شهادت و ظلمستيزى امام(ع) را مجسم سازد، تصويرگر لب لعل و نرگس شهلا و ابروان كمان يار باشد.
2. مکتب حسینی یا میکده و میخانه
مدرسه و مكتب حسينى كه درسآموز جهاد و شهادت و ايثار و ظلمستيزى است، در اين اشعار به ميخانه و ميكده بدل ميشود. اينگونه اشعار ظاهراً از تعابير عرفانى برخى شعرا از حماسه كربلا، بهويژه «عمان ساماني» تقليد شده است. اما روشن است كه تعبير عرفانى از يك حماسه با عرفانزدگى كاملاً متفاوت است. تعابير عرفانى تعابيرى استعاري، غامض، شخصى و نيازمند تفسير هستند. اگر اين تعابير را وارد حوزه عمومى شود و با آن سينه بزنند، به عرفانزدگى تبديل ميشود. در تاريخ ايران عرفانزدگى گرايش منفعلانهاى در برابر بيعدالتيهاى موجود بودهاست و در كنار جنون راه گريز مناسبى از مسئوليت و درد آگاهى بوده است.
دوباره خادما در ميكده را وا ميكنن براى روضه حسين خيمهاى برپا ميكنن
ديواراى ميكده رو بيرق و پرچم ميزنن فرشتهها تو اين عزا حلقه ماتم ميزنن
***
ديوونه حسينم و ديوونه حسينم خراب و مست گوشه ميخونه حسينم
***
بيا اى كه خمار عشقى بر در ميخانه ابالفضل كه شوى مست مست ساغر ميخانه ابالفضل
3. تأکید بر دیوانگی و جنون
يكى ديگر از ويژگيهاى مهم و مشترك اين اشعار تأكيد بر ديوانگى و جنون است. عقلگريزى از شيوههاى كهن فرار از بار سنگين مسئوليت است، مسئوليتى كه از آگاهى و معرفت نسبت به امام(ع) و نهضت عاشورايى او سرچشمه ميگيرد. نمايش ديوانگى كه گاه با نوعى رقص پا و حركات سر به طرفين نيز همراه است، از خصائص تشيع صفوى و خانقاهى است. البته اين ديوانگان هنوز در مراتب پايين ديوانگى قرار دارند و بر خلاف ادعايشان، جنونشان چندان ديدنى نيست.
اگه ديوونه نديدي به ما ميگن ديوونه
اگه ديوونه شنيداي به ما ميگن ديوونه
منم يه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم كرد
ز شهر عقل و عاقلا يكباره بيرونم كرد
***
سفر عشقو شروع كن دلتو بزن به دريا بيا يك عده مجنون بشيم آواره شهرها
***
ديوونه چى ميگه شدهام ديوونه
چى ميگه ديوونه خدا شده ديوونهی زهرا
دل شده شيدايي نميره جايي
از در ميخونهی زهرا
4. غلبهی صورت بر معنا
عشق و عاشقياى كه مفهوم كليشهاى بسيارى از اشعار عاشورايى امروزى است، يك عشق حقيقى نيست؛ بلكه نوعى عشق بازارى است كه همراه با نوعى رقص پا و آهنگ پاپ اجرا ميشود، اينگونه اشعار با اندكى تغيير، اشعار خوبى براى يك خواننده لسآنجلسى خواهد بود. همچنان كه آنها را هم در عزا و هم در مولوديخوانى ميخوانند. در واقع هيچ تفاوتى در عزادارى و مولوديخوانى ديده نميشود، جز اينكه در يكى سينه ميزنند و در ديگرى دست. اين به معناى غلبه صورت بر معناست كه از آن جمله كاهش رغبت نسبت به سخنرانى در برابر نوحهسرايى و سينهزنى است. اكنون مجالس عزادارى نه با سخنران كه با مداح آن شناخته ميشود. جوانان بهويژه به مجالسى رغبت دارند كه مداح محبوبشان اجراى برنامه دارد. اجراى برنامه مفهوم دقيقى است. مداحان امروزى غالباً بر روى سن رفته و با حركات مختلفى كه از خود نشان ميدهند، به اجراى مداحى ميپردازند. ظاهراً مدل لباس و ريش برخى مداحان نيز به صورت مد درآمده است. بدينسان فرايند زمينهزدايى از نهضت عاشورا به تكامل ميرسد. پس از تبديل مكتب حسينى به دربار و ميكده و خانقاه، حال بايد افتتاح بازار حسينى را اعلام كنيم. ميتوان به اين بازار رفت و از جديدترين كاستها و مدلهاى جديد لباس و ريش و تسبيح آگاه شد. بيشك ظهور مداح ديجيها به رونق اين بازار خواهد افزود. از جمله آسیبهاى شكلى عزاداریها، استفاده از موسیقىهاى لهوى و حرام در عزاداریهاست. برخى مداحان ترانههاى طاغوتى دیروز و یا ترانههاى لسآنجلسى امروز را گوش مىدهند؛ آهنگ همان آهنگ است اما با تغییر در محتوا. آیا میتوان به بهانه انجام مستحب، مرتكب حرام شد؟
5. حديث كربلا يا بیان امیال شخصی
نكته مهم ديگر اين اشعار نفسانيت غالب بر آن است. ظاهراً شاعران و مداحان امروزى آنچنان غرق تماشاى چشم و سيماى يار شدهاند كه فراموش كردهاند، براى امام حسين(ع) و حماسه كربلا شعر ميسرايند و نوحه ميخوانند. برخی مجالس عزاداری به گونهای است که در آن باید به درد دلهاى يك عاشق دلخسته گوش كرد، براى او سينه زد و اشك ریخت. روشن نيست كه بايد ما بر مصائب حسين(ع) بگرييم يا حسين(ع) بر مصائب ما؟
ايهاالناس، ايهاالناس شدهام شيداى عباس
دل خاطرخواه من شد عاقبت رسواى عباس
ميبرد دل از هر دو عالم نرگس شهلاى عباس
***
بعضى وقتا كه دلم حال و هواتو ميكنه تو دلم زمزمه كرب و بلاتو ميكنه
به دلم ميگم برو سنگ صبور سينهباش كه گذرنامهتو مولا خودش امضا ميكنه
دلامون هوايى كرب و بلاس چيكار كنيم غم ما جدايى كرب و بلاس چيكار كنيم
***
آخر يه روز حاجتمو ازت ميگيرم ميآم تو بينالحرمين برات ميميرم
مجنونم و خوب ميدونن ليلى پرستم ميون همه دلبرا پاى تو هستم
آیا بازگو کردن حاجات و آمال و آرزوهاى شاعر و نوحهخوان در مجالسى كه بايد ظلم بنياميه بر حسين(ع) و خاندانش را بازگو كند، جایز است. امام حسين(ع) در كربلا شهيد شد و ما امروز نهضت او را مثله ميكنيم. نهضت عاشورا در مجالس امروزى از اول محرم آغاز ميشود و دهم محرم با شام غريبان به پايان ميرسد. نه پيشينهاى دارد و نه پيامدي. آيا امام حسين(ع) خود، خاندان و فرزندانش را به قتلگاه آورد تا ما فقط اشك بريزيم و از چشم و ابروى او سخن بگوييم و بهترين خواستههایمان اين باشد كه در بينالحرمين آنقدر سينه بزنيم تا بميريم؟
6. امام یا شاه، مرید و پیرو یا سگ
عدم شناخت لازم نسبت به مقام امامت و ولايت موجب شدهاست تا شاعران براى ستايش امام(ع) او را شاه يا ارباب خطاب كنند و ادبيات را به كار گيرند كه درخور دربار شاهان و سلاطين جور است. مثلاً شاعر يا مداح خود را سگِ امام(ع) و خاندانش بخواند. اينگونه عبارات فقط در دربار شاهان ظالم پاداش دارد و در بارگاه امامان معصوم(ع) چيزى جز خوارى و مذلّت نفس نيست:
هر كى ميخواد هر چى بگه من سگ كوى زينبم
بهشت جاودان ز تو كران و بيكران ز تو
سلطنت جهان ز تو من سگ كوى زينبم
***
تمام حرف دلم خلاصه در يك كلام كه من سگ زينب و حسينم والسلام
اهل بیت ذلّت را براى پیروانشان نمىپسندند: « لا ینبغى للمؤمن ان یذل نفسه »؛ سزاوار نیست مؤمن خود را ذلیل كند؛ البته تواضع و ابراز محبت به اهل بیت ذلت نیست. برخى مداحان شعرهاى نامناسب میخوانند و حتی برخی تا آنجا پیش رفتهاند که قلاده سگ به گردن میاندازند و یا صداى سگ در مىآورند. باید به این نکته نیز توجه داشت که خواندن اشعار در مجالس اهل بیت(ع) باید طورى باشد كه موجب وهن شیعه نباشد و بهانه به دست دشمنان شیعه ندهد. در مجالس اهل بیت(ع) باید اشعارى خوانده شود كه فضایل آن بزرگواران بیان شود و مصائب و مظلومیت آنها براى مردم گفته شود. ائمه از ما نخواستهاند كه خود را به صورت حیوان در آوریم آنچه كه از ما خواستهاند این است كه مؤمن صالح باشیم و اخلاق ما اخلاقى باشد كه از آن بزرگواران رسیده است.
ملاحظه ميشود كه ويژگى مشترك همه اين اشعار، زمينهزدايى از نهضت عاشوراست كه با توسل به نوعى احساسگرايى و با چاشنى عشق و عرفان و تصوف صورت گرفته است. چرا بايد مدرسه و مكتب حسينى را به ميكده و خانقاه بدل سازيم؟ چرا از ويژگيهاى برجسته امام حسين(ع) چون آزادگي، ظلمستيزى و عدالتخواهى صرف نظر ميكنيم و فقط چشم و ابروى او را ميبينيم؟ چرا رابطه امام و امت را به ارتباطى صرفاً عاطفى و احساسى كه سطحيترين ارتباط است، فرو ميكاهيم؟ چرا امام حسين(ع) را ارباب خطاب ميكنيم؟ آيا مفهوم ارباب بهتر از مفهوم امام، جايگاه و مقام سيدالشهدا(ع) را بيان ميكند؟
امام حسين(ع) به عاشق و خاطرخواه و بنده و نوكر و ديوانه و مجنون و مست و خمار و سگ و كفتر نيازى ندارد. امام(ع) ياريكننده و فريادرس ميطلبد. فريادى كه در شور و غوغاى چنين مجالسى شنيده نميشود و بيپاسخ ميماند.
7. انتساب صفات نامناسب
متأسفانه در برخی از اشعاری که توسط مداحان قرائت میشود، صفاتی به امام، خاندان و یارانش نسبت دادهمیشود که در شأن این بزرگواران نیست و حتی ذکر این صفات در این مختصر نیز جایز نیست.
8. عدم توجه به پیام عاشورا و نهضت حسینی
سخنان امام(ع) به خوبى وضعيت جامعه اسلامى را در عهد آن حضرت بيان ميكند. هنگامى كه خواص جامعه نسبت به بيعدالتيها و مفاسد جامعه سكوت اختيار كنند و درخور جايگاهشان رفتار نكنند و به امام زمان خود معرفت و شناخت نداشته باشند و لذا حق آنان را ادا ننمايند، حادثه كربلا اتفاق خواهد افتاد. حفظ دين، اصلاح جامعه اسلامى و امر به معروف و نهى از منكر، اهداف قيام عاشورا بودند. اين اهداف بايد در اشعار و نوحههاى عاشورايى حضور داشته باشند. از سوى ديگر نهضت عاشورا الهامبخش آزادگى و شهادت و ظلمستيزى است. همچنان كه نهضت عاشورا از اول محرم آغاز نميشود در دهم محرم نيز پايان نمييابد. مكتب حسينى ثمرات زيادى داشته است، انقلاب اسلامى خود از ثمرات اين نهضت است و شهدا و جانبازان هشت سال دفاع مقدس درسآموزان اين مكتب هستند. چگونه است كه براى حادثهاى چون حادثه مسجد ارگ به سرعت نوحه ساخته ميشود و در مجالس عزادارى خوانده ميشود، اما بزرگترين انقلاب قرن و هشت سال حماسه حسينى هيچ حضورى در اشعار و نوحههاى عاشورايى ندارد.
تکمله و بیان راهکار
ورود بعضی حرکات غیر واقعی مثل قمهزنی و قفلکردن اعضای بدن و سایر مسایلی که باعث آزار بدنی انسانی برای تثبیت این واقعه میشود، به هیچ وجه اثر مطلوبی بر افکار مردمی که امروزه با منطق و عقلانیت کامل به بروز این حوادث مینگرند، نمیگذارد. خوشبختانه مردم ما در بسیاری موارد این مرزهای ظریف واقعیت و غیر از آن را تشخیص میدهند و همین مسأله خود یکی از رمزهای ماندگاری عزاداری امام حسین (ع) است که در طول تاریخ، همواره وجههی اصلی عزاداری باقی مانده است. نکتهی قابل توجه این است که پیرایهها و ظواهر در هر دورهای به شکلی ظاهر میشود و خیلی زود جای خود را به ظواهری دیگر میدهد.
تعیین مرز عزاداری واقعی با عزاداری ظاهری بسیار آسان است و غالب مردم در سخنان خود به نوعی به ضعفهای موجود اذعان دارند. متصدیان هیأتهای عزاداری میتوانند با تلاش مضاعف برای زدودن ظواهر از مراسمات مذهبی گام بردارند و در عمق بخشیدن به مفاهیم، مطالب و موضوعات مطرح شده در اینگونه مجالس تلاش کنند و نیز با جلوگیری از شیوههای وهنآلودِ عزاداری به ساحت و شأن مقام شهدای کربلا کمک کنند و از ورود موضوعات خرافی به این مراسم جلوگیری به عمل آورند.
متاسفانه کسانیکه سردمدار این حرکات مردمی هستند، آنطور که باید و شاید به ذخایر اطلاعات قوی و پرمفهوم در ارتباط با این واقعهی گسترده و عمیق دسترسی کافی و وافی ندارند. برای مداحی و مرثیهسراییِ این مراسم تنها صدای خوش و ظاهر موجه کافی نیست. در جمع مردمی که برای این ماتم به سر و سینه خود می زنند باید کسی به عنوان مرثیه سرا و برای بیان واقعیتها انتخاب شود، که اشراف کامل به تاریخ اسلام و نحوهی شکلگیری واقعه کربلا داشتهباشد و بداند باید چه بگوید و دیگران باید چه بشوند؛ در واقع مشی خود را بر این مبنا قرار ندهد که فقط با احساس مردم بازی کند و به قول معروف اشکی از آنها بگیرد.
فرزندان ما پیوسته از ما می پرسند که این آوای سنج و دهل و این اشکال خرافی از امامان معصوم و این چهل چراغ های سنگین و این علامتهای فولادین و این وسایل موزیک که به عنوان نمادی از آیین مذهبی تاسوعا و عاشورا و محرم در خیابان حرکت میکنند چه مفهومی را بیان می کنند؟
آیا تمام این اشیاء و لوازم در صحرای کربلا بوده است؟ این علامت سنگین که گاهی وزن آن به صدها کیلو می رسد و این قمهزنیِ بیمحابا چه مأموریتی را در به ثبوت رساندن مأموریت و رسالت الهی امام حسین علیه السلام داشته است؟ و دهها و صدها سوال دیگر.
ناگفته نماند که اکثر این سؤالها بیجواب میماند، چرا که سخنانِ بعضی از حاشیهپردازانِ این مراسم ورود به این پرسش و پاسخها را ممنوع میکند و عنوان آن را جریحهدار کردن اجرای مراسم مقدسی میدانند که نباید به دنبال چرایی آنها رفت، درحالیکه بسیاری از علمای معروف و دلسوختهی مذهبِ تشیّع با اَعمال این چنینی در این مراسم نظرِ مثبتی ندارند.
امام حسين(ع) در وصيتنامه خود هدف قيام را اصلاح جامعه و امر به معروف و نهى از منكر اعلام كردند؛ اما ما هنوز معناى امر به معروف و نهى از منكر را نميدانيم. سيدالشهدا(ع) حدود ده سال امامت شيعيان را بر عهده داشتند؛ اما چرا فقط هفتاد و دو نفر نداى او را لبيك گفتند. بيترديد شيعيان زيادى بودند كه آن حضرت را دوست ميداشتند؛ اما تنها دوست داشتن كافى نبود. عبدالله بن عمر نيز بر حسين(ع) گريست؛ اما به يارى او برنخاست. امام حسين(ع) دو سال (و يا يك سال) قبل از مرگ معاويه خطبهی مهمى را براى خواص در مِنا بيان ميكند كه اگر در آن زمان مردم به امام زمان خود معرفت ميداشتند، هيچگاه لازم نميشد تا حسين(ع) خون دهد كه امت به خواب رفته او بيدار شود. امام (ع) در اين خطبه خواص شيعيان خود را مورد خطاب قرار ميدهد و امروزه نيز خواص جامعهی ما و از جمله شاعران و مداحان نهضت عاشورا مشمول اين خطاب هستند. امام(ع) خواص را اينگونه مورد عتاب قرار ميدهد كه:
« به حق ائمه بياعتنايى كرديد، حق ناتوانان را تباه ساختيد؛ ولى آنچه را كه حق خود ميپنداشتيد، طلبكار شديد. نه مالى هزينه كرديد و نه جانى را براى آفريدگار آن به مخاطره افكنديد و نه به خاطر خدا با گروهى از مردم از در دشمنى درآمديد. شما از خداوند طمع بهشت او، همجوارى رسولانش و امان از عذابش را داريد؟! ميبينيد كه پيمانهاى الهى نقض گرديده و هراسناك نميشويد؛ ولى از براى پيمانهاى پدرانتان ميهراسيد. حال آنكه پيمان رسول خدا(ص) شكسته شده و نابينايان و گنگان و زمينگيران رها شدند. نه دل ميسوزانيد و نه درخور جايگاهتان رفتار ميكنيد و نه آنكه را چنين ميكند، يارى ميرسانيد. بلكه با چربزبانى و سازشكارى نزد ستمگران خود را آسوده ميسازيد. اينها همه چيزهايى است كه خداوند شما را به بازداشتن او و بازايستادن از آن فرمان ميدهد و شما از آن غافليد.»